على ربانى گلپايگانى
431
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
و اتصال ذهن با او بدست آوردهايم ، شايستگى عنوان علم را داشته باشد ، قهرا بايد بپذيريم كه ، يگانه معرفت قابلاعتماد همان معرفتهاى حسى است و طريق معرفت هم منحصر در طريق حسى خواهد بود ، زيرا معرفتهاى غير حسى كه ذهن بدون ارتباط با واقعيتهاى خارجى بدست آورده است ، قابلاعتماد نبوده و ارزشى فراتر از صورتهاى وهمى و تخيلى ندارند ، زيرا دليلى براى اينكه آنها با واقعيت خارجى مطابقت دارند در دست نيست . اين استدلال يا نظريه داراى دو بخش است : 1 - واقعنمايى علم ، در گرو ارتباط با واقعيتهاى خارجى است و به همين جهت معرفتهاى حسى قابلاعتماد مىباشند . 2 - معرفتهاى غير حسى ، فاقد ارزش و اعتبارند و يگانه طريق شناخت همان طريق معرفت حسى است . بخش نخست مطلب صحيح و واقعبينانه است ، زيرا همانگونه كه اشاره شد ، حقيقت علم جز انكشاف واقعيتهاى خارجى در ذهن يا كاشف بودن صور ذهنى از خارج ، چيز ديگرى نيست ، اگر ويژگى انكشاف و كاشفيت را از علم بگيريم ، نه اين است كه علم هست و كاشفيت ندارد ، بلكه اصولا ديگر علمى در كار نيست ، ولى بخش دوّم آن نادرست و غير صحيح است ؛ زيرا لازمهء چنين نظريهاى منحصر نمودن علوم و ادراكات بشر در معقولات اوليّه ، و انكار معقولات ثانيه ، اعم از منطقى و فلسفى است و معقولات اوليه پاسخگوى نيازهاى علمى بشر نمىباشند ، و با اين مقدار مصالح علمى نمىتوان كاخ رفيع علم و دانش بشرى را برافراشت ؛ زيرا : اولا : برخى از اصول عقلى مانند اصل عليت ، سنخيت ، ضرورت على و معلولى و اصل امتناع تناقض ، اصولى هستند كه تكيهگاه همه علوم و معارف بشر بشمار مىروند و بدون آنها هيچ استنتاج علمى امكانپذير نيست ، در حالى كه هيچ يك از آنها از معقولات اوليه نمىباشند ، و از طريق حسّ بدست نيامدهاند .